دوستانی که انها را نمی بینی (مجازی)
اما راستش از دوستان مجازی متنفرم به این دلیل که به راحتی دروغ می گویند و سعی می کنند ازت حرف بکشند و اطلاعات بگیرند در عوض چیزی از خودشان را لو ندهند بعد بنشینند و تا می توانند به شما بخندند و خودشان را ادمهای زرنگ و با هوشی فرض کنند که می توانند خیلی کارهای پلید بکنند سعی می کنند نقطه ضعفی بگیرند و هر موقع خواستند از آن استفاده کنند دوستان مجازی آدمهای چندان خوبی نیستند چون هستند اما در عین حال نیستند آدمهایی که بود و نبودشان چندان فرقی نمی کند چون جایشان را به زودی دیگری پر می کند البته به زودی خودت هم یاد می گیری که به راحتی دروغ بگویی و سریع می شوی یکی از خودشان.
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ ، ﺍﻣﺎ ﺑﺪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﯾﻨﺴﺖ ﮐﻪ
ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﭘﺮ ﮐﻨﯽ
. ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﺷﺎﻥ
ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻦ ﯾﺎ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﮏ ﭼﺮﺍﻍ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﺩ
ﻭﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ. (به نقل از یکی)
من البته با اینکه دل خوشی از دوستان مجازی نداشته و ندارم در عین حال استثنایی هم برایش قائلم، هنوز هستند آدمهایی که در پی ارتباط درستند و دوستانی راسخ،
به امید سربلندیشان
و من خانه نشین٬ قربانی مصلحت! که هرگز از ظلم ننالیده ام و از خصم نهراسیده ام و از شکست نومید نشده ام٬ اما این کلمه شوم ((مصلحت)) دلم را سخت به درد آورده بود. مصلحت! این تیغ بیرحمی که همیشه حقیقت را با آن ذ بح شرعی میکنند.هر گاه حقیقت از صحنه ی جنایت خصم پیروز باز گردد٬ در خیمه ی خیانت دوست به دست مصلحت خفه اش میسازند و سرنوشت علی گواه است!!!