دوست جدید
چند وقتی نمی شود که یک دوست جدید گرفتم از آنهایی که نمی شود او را دید کلا پنهان شده و کمتر درباره خودش می گوید مهربان به نظر می رسد و گاهی اوقات شوخ طبعی می کند البته نه مثل آدمهای لمپن، شوخی هایی که به آدم می چسبد و لبخند بر لب آدم می نشاند آدم جذابی است ولی بدیش این است که نمی شود او را دید( از دل برود هر آنکه از دیده رود) گاهی اوقات محافظه کاری می کند و از خودش چیزی نمی گوید ولی عاشق این است که تو از خودت چیزی بگویی، نمی شود در مقابلش مقاومت کرد هرچیزی را بخواهد به دست می آورد این هم از عجایب روزگار است از همه مهم تر اینکه کلی برای خودش برو بیایی دارد که نگو ونپرس یکی از دوستان خیلی قدیمی تری گفت به این دوستان نمی شه اعتماد کرد همینطور که اومدن همینطور هم میرن به دوستی اینا نمیشه اعتباری کرد بهرحال من هم چندان خوشبین نیستم البته باید حق هم داد که دوست ما کمی محافظه کار باشد شاید این محافظه کاری او مصداق شعر درخشان پروین باشد پریدن بی پر تدبیر مستی است جهان را گه بلندی گاه پستی است
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 22:43 توسط علی
|
و من خانه نشین٬ قربانی مصلحت! که هرگز از ظلم ننالیده ام و از خصم نهراسیده ام و از شکست نومید نشده ام٬ اما این کلمه شوم ((مصلحت)) دلم را سخت به درد آورده بود. مصلحت! این تیغ بیرحمی که همیشه حقیقت را با آن ذ بح شرعی میکنند.هر گاه حقیقت از صحنه ی جنایت خصم پیروز باز گردد٬ در خیمه ی خیانت دوست به دست مصلحت خفه اش میسازند و سرنوشت علی گواه است!!!