آیا با دیگران صادق هستید
علی جان براي رسيدن به حقيقت , بايد صداقت داشت و براي صادق بودن , بايد شجاعت داشت و براي شجاع بودن , بايد وابسته نبود و براي وابسته نبودن.......بايد فقط و فقط به خدا ايمان داشته باشيم
شاید شما بارها و بارها این جملات را شنیده باشید اینکه، باید در زندگی صادق باشیم و از این مزخرفات دهن پر کن من البته خیلی وقتها پیش، این جملات رنگ و لعاب دار را می پسندیدم و سر در راه چنین افکاری داشتم گاهی اوقات سعی می کردم ادای آدمهای صادق را در بیاورم برای همین کلی از اسرار زندگی خودم رو برای دیگران بازگو می کردم یعنی سفره دلم رو پیش هر کس و ناکسی باز می کردم و وقتی می خواستم آنها نیز چنین رفتاری با من داشته باشند در کمال ناباوری می دیدم که آنها با زبان بی زبانی به من می فهماندند که تو خیلی ساده ای رفیق، من سالها طول کشید تا در یافتم آنها چه می گویند آدمهای این چنینی دوست دارند فقط از دیگران بدانند و قبل از دانستن هم کلی مظلوم نمایی می کنند در مورد خودشان ادرس غلط می دهند و انتظار دارند طرفشان با آنها صادق باشد. باید مواظب بود .
من بااینکه این همه در روابط و دوستی ام صدمه دیده ام ولی باز هم با مردم صادقم چکار میشه کرد من اینجوری ام. والبته از تو هم می خواهم اینگونه باشی .
از طرف برادر شما دکتر حامد شعبانی
و من خانه نشین٬ قربانی مصلحت! که هرگز از ظلم ننالیده ام و از خصم نهراسیده ام و از شکست نومید نشده ام٬ اما این کلمه شوم ((مصلحت)) دلم را سخت به درد آورده بود. مصلحت! این تیغ بیرحمی که همیشه حقیقت را با آن ذ بح شرعی میکنند.هر گاه حقیقت از صحنه ی جنایت خصم پیروز باز گردد٬ در خیمه ی خیانت دوست به دست مصلحت خفه اش میسازند و سرنوشت علی گواه است!!!