جایگاه و اهمیت آموزش و پرورش در جلوگیری از انحراف و بزهکاری کودکان

بحث آموزش و پرورش و کارکرد های آن در جلوگیری از انحراف و بزه کاری چندان مد روز نیست اگرچه جای پای این نهاد را در بسیاری از مسایل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی،فرهنگی به طور ملموس می توان مشاهده کرد بنابراین بیجا نخواهد بود اگر مباحث و پارادایم های جرمشناسانه و کاهنده جرایم را در این نهاد بسیار بزرگ و مهم پی بگیریم. آموزش و پرورش به عنوان نهادی مستقل و معطوف به قدرت با ساختار و جامعه هدف گسترده، بستر مناسبی برای جلوگیری از انحراف کودکان می باشد. زیرا تنها نهادی است که با داشتن بیش از هجده میلیون مخاطب (به اضافه خانواده ها) و سیاست آموزش همگانی، اجباری و پایدار می تواند پیوندی بسیار نزدیک با مباحث پیشگیرانه و مسدود کننده ی در رابطه با بزه کاری داشته باشد این پیوند می تواند با نزدیک شدن و اختلاط با پیشگیری اجتماعی، رشدمدار و تربیتی قدم های بسیار مهمی در رابطه با کاهش و جلوگیری از انحراف بردارد. جلوگیری از انحراف می تواند از یک پیوند یا یک تثلیث میان فرد، نهاد آموزشی، علم جرمشناسی به وجود آید. منظور از فرد کودک است با در نظر گرفتن حقوق او و نهاد آموزشی نیز همان آموزش پرورش و ساختارهایش و مخاطبانشان می باشد. و علم جرمشناسی نیز برایند همه تفکرات و نظرات در مورد پیشگیری و جلوگیری از انحراف است که توسط متخصصان این حوزه ارائه می شود. پس بسیار زیبنده خواهد بود تا این سه ضلع یک مثلث با استفاده از همه داشته های علمی شان در درجه اول با ایجاد برنامه های جاذبه مند و فعالیت های رفتاری کارآمد و مشاوره های آینده نگر درتلاش برای جلوگیری از آسیب ها و انحرافات در رابطه با کودکان برآیند و سالم سازی رفتاری را به کمال برسانند و در درجه دوم از مهم ترین معزل حال حاضر جامعه یعنی انحراف و بزه کاری پیشگیری کنند.
و من خانه نشین٬ قربانی مصلحت! که هرگز از ظلم ننالیده ام و از خصم نهراسیده ام و از شکست نومید نشده ام٬ اما این کلمه شوم ((مصلحت)) دلم را سخت به درد آورده بود. مصلحت! این تیغ بیرحمی که همیشه حقیقت را با آن ذ بح شرعی میکنند.هر گاه حقیقت از صحنه ی جنایت خصم پیروز باز گردد٬ در خیمه ی خیانت دوست به دست مصلحت خفه اش میسازند و سرنوشت علی گواه است!!!