هر انسانی می تواند از آنچه که می خواند،تفسیری متفاوت با دیگران ارائه دهد تفسری شگف انگیز یا نفرت آور ، اما در برخی مسائل اصولی و ریشه دار نمی توان با ایجاد ذهنیت جدید مسائل جدیدی را بدعت نهاد.
مصلحت دیروز یعنی مصلحت علی (ع) بر گرفته از عوامل گوناگون است. مرد شمشیر و مرد عدالت و فهم و شعور اسطوره ی تقوا و مردانگی، در شرایطی خاص و ویژه تن به مصلحت می دهد مصلحتی از نگاه و نوع خودش، مصلحت در مقابل وحدت برای حفظ یک ایدئولوژی خاص و یک مکتب خاص در برابر عوامل غیر طبیعی اعم از منافقین، عوام متعصب و دوستان همفکر. در مصلحت او یک نفر باید قربانی شود، قربانی او جامعه یا طبقه ایل ویا تبار و حزب خاص نیست بلکه خود را قربانی می کند.۲۵سال سکوت و تحمل تمام فشارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای حفظ یک مکتب و ایدئولوژی، مصلحت برگونه ی علی (ع) ماوراء تمام مصلحتهاست. درک این چنین مصلحتی مستلزم تحقیق و تفکر در آن است ، مصلحت فقط برای حفظ اسلام و احیای آن و جلوگیری از انحطاط درون انقلابی یا حزبی و نجات یک انقلاب تازه تأسیس از چنگال انحراف و تخدیر و مبارزه با کج روی ها و سنت مابی ها و مقدس بازی ها و حفظ و نگهداری ارزشهای انقلاب در مقابل امپراطوری های بزرگ ایران و روم است، اما بعد از اثبات انقلاب و ریشه دار شدن آن ، مصلحت برای او معنایی ندارد این عدالت است که حکمرانی می کند.
قربانیان عدالت او ...... ادامه دارد
و من خانه نشین٬ قربانی مصلحت! که هرگز از ظلم ننالیده ام و از خصم نهراسیده ام و از شکست نومید نشده ام٬ اما این کلمه شوم ((مصلحت)) دلم را سخت به درد آورده بود. مصلحت! این تیغ بیرحمی که همیشه حقیقت را با آن ذ بح شرعی میکنند.هر گاه حقیقت از صحنه ی جنایت خصم پیروز باز گردد٬ در خیمه ی خیانت دوست به دست مصلحت خفه اش میسازند و سرنوشت علی گواه است!!!