پوشش
انسان در چارچوب موقعیت جغرافیایی و سرزمینی خاص توانسته فرهنگ و تمدن متمایز از آنسوی مرزهابسازد این تمایز فرهنگ و همینطور الوهیت، پدیدآورنده ی هنجارهای خاص اجتماعی است که مطمئنا تاثیرگذار در مسائل مختلف همان مرزو بوم خواهد بود. بر همین مبنا پوشش به عنوان یکی از اولین نیازهای ضروری بشر که می توان تاثیر دو مقوله ی فرهنگ و آموزهای وحیانی را بر آن ملاحظه کرد.
انسان اولیه به خوبی در یافته بود که برای حفاظت جسم از سرمای بیرون باید پوششی متناسب با تغییرات فصول طراحی کند لذا گزینه های فراوان طبیعی باعث تنوع محصولات می شد اما لباس هنوز جنبه محافظت در مقابل سرما و گرما را حفظ کرده بود یعنی تنو ع فقط برای حفاظت بدن در مقابل عوامل طبیعی. با ایجاد تمدن های بزرگ لباس جنبه ی صرفا پوششی خود را از دست داد، زیرا با طبقه بندی انسانها به فلاح، کارگر، درباری، و طراحی لباس برای آنان، سعی کرد شخصیت اصلی آنان پنهان نگه داشته شود یا شخصیتی جدید به آنان ببخشند بنابر این مردم عادی سعی می کردند با پوشیدن لباسهای فاخر خود را در قالب طبقه ی بورژوا نشان دهند و شخصیت اصلی خود را به نحوی پنهان کنند . اما امروز لباس به عنوان بیزینس پولساز با جزئیات متعدد، خدمات فرهنگی و سیاسی و مذهبی ارائه می کند، لذا هر دوی این تفکرات ، سیاست مدارانه یا فرهنگ محورانه و دین گرایانه به نحوی سعی در کنترول این بازار دارند لائیسیته سعی می کند با شعارهای متفاوت توجه نسل جوان را به خود جلب کند، آنان هر سال از وقار لباس کاسته و بر عریانی آن افزوده اند در مقابل مذهبیون تغییر در پوشش را ضروری نمی دانند و بر پوشش سنتی پافشاری می کنند (لازم به توضیح است که تاثیرپذیری فرهنگ، سیاست، دیانت، از همدیگر انکار ناپذیر است. عده ای نیز ورود فرهنگ و مذهب در هم را قبول ندارند و هر کدام را جدا فرض کرده اند و گفته اند دخول فرهنگ در دین ایجاد بدعت می کند.) در آن سو معماران لباس و بنگاه های تبلیغاتی که وظیفه ی تولید و تبلیغ و ترویج لباس را بر عهده دارند جدای از طرفی که برای سود اقتصادی خود می بندند تلاش می کنند تا مفهوم لباس را در ذهن مصرف کنندگان تغییر دهند و سعی می کنند هر ساله به واکاوی افکار مردم برای رسیدن به تولید ایده ال بپردازند. مد به غیر از جنبه سود اقتصادی می تواند نشانه ی تمایلات اجتماع و حرکت مصرف کنندگان به سوی تفکری نو باشد، باید توجه داشت بحث بر سر تنگی و گشادی لباس نیست، ماهیت لباس عوض شده، ما با پوشیدن لباسهای متفاوت، خود را عرضه می کنیم نه فقط تن را بلکه روان خود را نیز در معرض دید عموم قرار می دهیم. ما آدمهای پیش رویمان را از روی لباس طبقه بندی می کنیم و پوشش هر شخصی نشان از طرز تفکر و شخصیت درونی اوست طرز تفکری که علاوه بر گفتمان با پوشش نیز عرضه می شود لذا مفهوم پوشش از پنهان کنندگی به آشکار کنندگی تغییر پیدا کرده، ما خیلی زود از روی رنگ و دوخت و مدل لباس در خواهیم یافت مردم چه تمایلاتی دارند و یا از چه گروه و طبقه و فرهنگ خاصی هستند مثلا کسی که کت و شلوار می پوشد و کسی که تی شرت می پوشد دارای دو نگاه و دو تفکر و سلیقه ی متفاوت هستند پس انتخاب لباس امری درونی است که دیدگاه مذهبی و غیر مذهبی یا عوامل طبیعی بیرونی می تواند روی آن تاثیر گذار باشد.

پوشش که حالت ذهنی انسان را به نمایش می گذارد متاثر از عوامل گوناگون است که به آن اشاره کردیم؛ هنر نیز بر پوشش تاثیر گذارده است و هر هنرمند بسته به نوع هنری که اجرا می کند پوششی مناسب اختیار کرده و هنرش را با آن معنا می بخشد مثلا خوانندگان گروه های Rap و Metal که از ناهنجاری های اجتماع می خواند از پوششی خاص استفاده می کنند زیرا بروز این گونه حالتهای ذهنی و درونی و این همه سرخوردگی اجتماعی با اینگونه لباسها به منصه ی ظهور می رسد و بیننده با مشاهده ی چنین پوششی بیشتر از پیش به منظور و هدف خواننده پی خواهد برد.
لباس امروز نشان دهنده ی شخصیت اجتماعی و افکار کاملا درونی فرد است که می تواند تحت تاثیر عوامل دیگر بروز کند لذا برای بسامان کردن این مقوله و جلوگیری از تعصبات و زیاده روی های فکری باید نسبت به آموزش ارزشهای مذهبی و فرهنگی اقدام کرد.
و من خانه نشین٬ قربانی مصلحت! که هرگز از ظلم ننالیده ام و از خصم نهراسیده ام و از شکست نومید نشده ام٬ اما این کلمه شوم ((مصلحت)) دلم را سخت به درد آورده بود. مصلحت! این تیغ بیرحمی که همیشه حقیقت را با آن ذ بح شرعی میکنند.هر گاه حقیقت از صحنه ی جنایت خصم پیروز باز گردد٬ در خیمه ی خیانت دوست به دست مصلحت خفه اش میسازند و سرنوشت علی گواه است!!!