هفته وحدت
هفته وحدت
بسمه تعالی
در این مقاله سعی شده است هفته وحدت از دو خاستگاه تاریخی و آسیب شناسی بررسی شود.
سالهاست از عمراسلام این مکتب عظیم بشری می گذرد مکتبی که با خود دوستی و عشق و وحدت و همدلی را به همه ی جهانیان عرضه داشت و همه را امّت واحد نامید چه سیاه و سفید و عرب و فارس، همه در زیر پرچم و لوای اسلام، زیر این شجره ی عظیم خداوندی قرار دارند، شجره ای که هر روز بر عظمت آن اضافه می شود. اما سالهای خوب رفته رفته به پایان رسید بعد از رحلت حضرت رسول اکرم (ص) اسلام هفتاد و دو فرقه شد و هر تکه ای از این لوا به دست یکی از این فرقه ها افتاد_ هفتاد و دو نگاه مختلف از اسلام_ ومبارزه ی سیاسی و فکری آنان با استفاده از قدرت سیاسی به خشونت می گرایید.
شیعه به عنوان مذهب یا فرقه خاص با وجود ایده الهای مناسبی (ائمه اطهار) که در کنارخود داشت خود را نزدیکتر به پیامبر احساس می کردواهل سنت خود را میراث دار حکومت پیامبرمی دانست چه از لحاظ سیاسی و فکری و ایدئولوژیک. اما همیشه فشارها بر شیعه بیشتر بوده است به علت جدایی شیعه از حکومت، آنان نقّاد اصلی حکومت اسلامی بودند، اسلامی که به دست اهل سنت اداره می شد (این دلیل دشمنی شیعه و اهل سنت نیست چون نقد از ارکان مذهب شیعه است، اصلاح وضع موجود در هر زمانی و هر مکانی و هر حکومتی حتی اسلام ) این فشارها به حدی بود که شخصیتهای بزرگی چون محمد مکی( شهید اول ) و زین الدین عاملی (شهید دوم)
قاضی تستری (شهید ثالث) با فتوای مفتیان اهل سنت سوزانده شدند و خاکسترشان به باد داده شد خاکستری که با خود هزاران حدیث و شعار داشت و فریادی عظیم بود: اتحاد نه تخریب.
شیعه در بدترین وضع موجود با تلاشهای فراوان مراجع خود به راه طولانی اش ادامه
می داد و علی رغم شدیدترین تهمت ها و بد ترین فحشها موقعیتش را تثبیت می کرد و در بدترین شرایط، حوزه ی علمیه نجف را که از لحاظ سوق الجهشی (چون در این شهر شیعه زیادی زندگی می کرد) به وجود آوردند وبا گذشت سالها شیعه توانست به عنوان یک حزب کمی آزادی عمل پیدا کند وصاحب حکومت شود.
شیعه برای تسویه حساب آماده شد حالا نوبت شیعه بود، لعن ها و نفرین ها نسبت به صحابه نزدیک پیامبر مخصوصا عمر آغاز گردید و برای استمرار این کار عوام را با استفاده از حقّه شرعی به صحنه کشاند(مراسم عمرکشی که در آن انواع فحشها و نفرین ها رد وبدل می شود) همان کاری که اهل سنت با شیعه کرد (ما این حکومت را شیعه نمی دانیم ) و فدک را پیراهن عثمان، فدکی که حضرت علی (ع) خود در هنگام خلافت آن را پس نگرفت.
مهمتر از همه اختلافات ناشی از جانشینی پیامبر بود که به یکی از بزرگترین بحثهای جدلی زمان تبدیل شد. و اختلافات را صد چندان کرد تا اینکه بعد از سالها حضرت آیت الله بروجردی تقریب بین المذاهب را بنیان نهاد. او از مراجع بزرگ و فقهای بزرگ شیعه بود. البته سید جمال اسدآبادی نیز تلاشهای زیادی برای نزدیکی بین این دو فرقه به خرج داد(البته کم نبودند انسانهایی که در این راه جان خود را نیز داده اند) این تلاشها بالاخره ثمره ی خود را داد و شیخ شلتوت مفتی مصری شیعه را بعد از قرنها به رسمیت شناخت و آن را یکی از
فرقه های اسلام نامید، این اولین گام برای اتحاد بود و لبخند را بر لبان همه ی آزاد مردان گنجاند اما با هجوم غارتگران بیگانه با شعار تفرقه بیانداز و حکومت کن این نزدیکی باز هم از هم گسیخت و استعمار موفّق شد با کشاندن فقها به بحثهای مورد اختلاف آتش تفرقه را افروخته تر کند. همه چیز برای جدایی مطلق آماده بود، شاه به عنوان ژاندارم منطقه فشار شدیدی به عربها می آورد و این کینه را بیشتر می کرد تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب حضرت امام تقریب بین المذاهب را زنده کرد و با فکری بزرگ 12 ذیعقده تا 17 ذیعقده را هفته وحدت نامید. دست گذاشتن روی دو نقطه ی انفصال و تبدیل کردن آن به تقرب و نزدیکی و اتحاد و وحدت و دوستی.
شیعه و سنت باید بدانند که میراث دار چه بزرگانی هستند و مبانی و اشتراکات خود را دریابند و با استفاده از آن به اتحاد و همدلی برسند اتحاد و همدلی که ناممکن نخواهد بود.
اما در بحث آسیب شناسی من معتقد هستم بعضی از شکافهای ایجاد شده در بین شیعه و سنت باعث رخنه ی استبداد و استعمار شده استبداد و استعماری که برای غارت نفت امده بود و می خواست با ایجاد اختلاف سودی سرشار به جیب بزند. اما منظور از وحدت همگرایی است نه ادغام چون ادغام این دو فرقه کاری دشوار و بی حاصل است که در قرنهای گذشته جز انزجار و کشتار و تحریم وترس و تهمت چیزی به همراه نداشت، همگرایی و وحدت در نقاط مشترک، در حج در روزه در نماز و در بسیاری از آیین های عبادی و موقعیت های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، که نمونه بارز آنها را در ادای نماز حاجیان شیعه در مکه در میان برادران اهل سنت یا در رابطه ی با اسراییل و یا تحریم اقتصادی دانمارک به خاطر هتک حرمت پیامبر اکرم اسلام(ص) می توان مشاهده کرد.
آسیب جدی دیگر چهره ای بود که این دو مذهب در میان هم داشتند، شیعه در میان اهل سنت مذهبی ایرانی بود که با اسلام منافات داشت و اهل سنت در نزد شیعه مذهبی بود که خانواده پیامبر را طرد کرد و آنان را به شهادت رساند. تلاش در بهبود این وضعیت نیز مثمر ثمر بود و نشان داد که هر دوی این فرقه ها اسلامی است و باید بحثهای کهنه گذشته را فراموش کرد و به نقاط مشترک توجه داشت . و این اختلافات باعث عقب ماندگی علمی کشورهای اسلامی نسبت به جهان امروز گشت. چنانچه استعمار با مشغول کردن ما به اختلافات فرقه ای خود را مجهز به صلاح هسته ای و تکنولوژی جدید کرد.
امید است شعار اصلی اسلام وحدت برای امت هر چه زودتر تحقق پیدا کند و کشور های مسلمان با اتحاد و همدلی و همگرایی و وحدت به جایگاه اصلی خود بازگردند.
و من خانه نشین٬ قربانی مصلحت! که هرگز از ظلم ننالیده ام و از خصم نهراسیده ام و از شکست نومید نشده ام٬ اما این کلمه شوم ((مصلحت)) دلم را سخت به درد آورده بود. مصلحت! این تیغ بیرحمی که همیشه حقیقت را با آن ذ بح شرعی میکنند.هر گاه حقیقت از صحنه ی جنایت خصم پیروز باز گردد٬ در خیمه ی خیانت دوست به دست مصلحت خفه اش میسازند و سرنوشت علی گواه است!!!