شما اگه جای رئیس جمهور بودید چه کار می کردید.

من اصلا دوست ندارم جای آقای رئیس جمهور باشم چون خیلی سخته که آدم رئیس جمهور مردمی باشه که هر روز دارن دردسرهای جدیدی رو تجربه می کنند گرونی و تورم افسار گسیخته و هر هفته یک خبر جدید و یه جنجال جدید می شنوند.

من اصلا دوست ندارم جای رئیس جمهور باشم چون اونوقت باید برای داشتن یه رئیس دفتر با کلی از کله گنده ها سرو کله می زدم.

من اصلا دوست ندارم جای رئیس جمهور باشم چون باید هر سال رنج سفر به ینگه دنیا رو با همه خطراتش به جون می خریدم و کلی مصاحبه ابدو خیاری می دادم و کلی خدم حشم همرام می بردم و کلی بلوف می زدم و کلی راهکار های جهانی می دادم.

 من اصلا دوست ندارم جای رئیس جمهور باشم چون با این همه کسری بودجه و گرونی حتما سکته می زدم.

من اصلا دوست ندارم جای رئیس جمهوری باشم که بزرگترین اختلاس تاریخ یک ملت در دوره خدمتگذاریش اتفاق افتاده.

 من اصلا دوست ندارم جای کسی باشم که جاش تویه این مملکت درندشتی اصلا معلوم نیست و اصلا معلوم نیست که تا چند روز دیگه باشه یا نباشه.

من اصلا دوست ندارم جای کسی باشم که یه روز انقلابیه و یه روز انحرافی.